![]() |
![]() |
|
| فرشته ای از جنس آذر |
|
خودتی امیر؟
الان دیگه کرمت فروکش کرد؟ خود زنی گناهه؟ نه نیست. کی گفته هست پس این چه وضعیه واسه خودت ساختی؟ چرا رگها پات گرفتن؟ چرا بدنتو خونی کردی؟ اندازه یه کلاف نخ از خودت مو کندی که. چیه عصبی بودی؟ حرص خوردی؟ بعد از یه مدت طولانی دوباره بغضت ترکید! ولی چرا این دفعه اینقدر آروم؟ چرا جونی تو بدنت تیست؟ چیکار داشتی با لبات که پر خونشون کردی؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 0:48 توسط امیر |
|
|
نمی دانم چه می خواهم خدايا ، به دنبال چه می گردم شب و روز ته نوشت: با خوندن این شعر دیوونه میشم حس میکنم عشق یعنی پوچ بودن عشق یعنی دیوانگی عشق یعنی مستی یه دوستی بهم میگفت : جایگاه عشاق مست در دوزخ است بهش فقط میخندم فقط میخندم و میخندم و میخندم درسته که الان تنهام اما هیچ گلایه ای ندارم تازه ازش ممنون هم هستم که معنای عشق رو بهم یاد داد راستی چقدر لباس سفید بهت میاد................ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 1:5 توسط امیر |
|
|
محکم باید نوشت بدون خط خوردگی دوست داشتنِ خط خورده را باید به دست پاک کن سپرد مداد را از نو می تراشم کاغذی که سفیدیش چشمم را آزار دهد پیدا نمی کنم گیج می خورم بین سطل زباله وعلاقه. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 22:58 توسط امیر |
|
|
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد... نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد... راهی نروم که بی راه باشد خطی ننویسم که آزار دهدئ کسی را یادم باشد که روز...روزگار ...خوش است همه چیز روبراه و بر وفق مراد است و خوب تنها... تنها دل ما دل نیست ته نوشته:باتو فانوس ترانه یک چراغ شعله ور بود...شاید نفسای آخره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 23:5 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اینجا منتظرم... شاید بیایی
شاید دوباره بتونم آذارتانم رو ببینم فرشته ام رو تموم زندگیمو ... اماهرچی منتظرت میشینم.... نمیای تودیگه نمیای ... یاید با غم نبودنت بمیرم |
| پیوندهای روزانه |
|
پوسترهای آذارتانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
مرده ی متحرک با تو مهدیه نفسم زهرا دلشاد |
|
RSS
|