![]() |
![]() |
|
| فرشته ای از جنس آذر |
|
هیچ کس اشکی برای من نریخت هرکه با من بود از من می گریخت چند روزی ست حالم دیدنی ست حال من از این و آن پرسیدنی ست
گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفال میزنم حضرت حافظ فالم را گرفت یه غزل آمد که حالم را گرفت
ماز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 1:8 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اینجا منتظرم... شاید بیایی
شاید دوباره بتونم آذارتانم رو ببینم فرشته ام رو تموم زندگیمو ... اماهرچی منتظرت میشینم.... نمیای تودیگه نمیای ... یاید با غم نبودنت بمیرم |
| پیوندهای روزانه |
|
پوسترهای آذارتانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
مرده ی متحرک با تو مهدیه نفسم زهرا دلشاد |
|
RSS
|